جوان :: حجت الاسلام مهدی جزینی

حجت الاسلام مهدی جزینی

سایت رسمی اطلاع‌رسانی حجت‌الاسلام مهدی جزینی

حجت الاسلام مهدی جزینی

سایت رسمی اطلاع‌رسانی حجت‌الاسلام مهدی جزینی

۶۹ مطلب با موضوع «جوان» ثبت شده است .
امضا شده : ۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۰:۴۲
چند تذکر مهم به آقایون و خانومها !!!

آقایون !!!

در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.

هدیه دادن مهر و محبت را زیاد می‌کند؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هر چند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.

چنانچه کمبودی در منزل مشاهده می‌شود, با کمال محبت و خوشرویی تذکر بدهید.

امضا شده : ۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۰:۲۳
باورهایتان را تغییر دهید تا دنیایتان تغییر کند !

کودکی از مسئول سیرکی پرسید:
چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!
صاحب فیل گفت:
این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است.
آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.
کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟

امضا شده : ۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۰:۱۸
چرا کتاب نمی خوانیم؟؟؟

۱- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.

۲ – کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم (هنر نزد ایرانیان است و بس!).

۳- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.

۴ – کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم و دچار همه چیزدانی شده ایم.

۵- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.

امضا شده : ۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۷
کمی به عاقبت کارهایمان فکر کنیم...

مردی سراسیمه و مضطرب در جلسه مشاوره می گفت: ((وقتی سر کار می روم دلم مثل سیر و سرکه می جوشدکه نکند مزاحمی تلفنی زنگ بزند و خانم او را تحویل بگیرد!؟))

گفتم : ((یعنی اینقدر نسبت به همسرت بی اعتمادی؟!))

گفت :(( اخه شما که نمی دونی

امضا شده : ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۷
با کی معاشرت می کنیم ؟

توی دوران نوجوونی برای کوتاه کردن موهام، به یه مغازه سلمونی سرکوچه مون میرفتم که آرایشگرش به شدت سیگاری بود. همیشه موقع کار، یه سیگار گوشه لبش بود و تا موهام رو کوتاه میکرد سه نخ سیگار رو حتما می کشید یادمه تا آخرشب هرجا میرفتم، همه میگفتن: سیگار میکشی؟! منم میگفتم: نه به جون مادرم من سیگار نمی کشم. بگذریم از اینکه بعضی ها خیلی هم باور نمیکردن!

هفته ی پیش توی پیاده رو راه میرفتم. یه آقایی جلوی مغازه عطرفروشی، یه کاغذ با یک عطر به دستم داد و به اصرارش وارد مغازه شدم.

امضا شده : ۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۴
تمریناتی جهت تقویت تمرکز

تمرین شماره ۱:

کتابی را انتخاب کنید، یک صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد کلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید. یک بار دیگر این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید که شمارش را درست انجام داده اید. در ابتدای کار با یک پاراگراف شروع کنید و هنگامی که این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام کلمات یک صفحه را بشمارید. شمارش را به طور ذهنی و با حرکات چشم هایتان انجام دهید.

امضا شده : ۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۲
درسی دیگر برای رسیدن به موفقیت در زندگی

مشخص کنید دقیقا چه چیز مهم است ...

◀️ هیچ‌کس در اولین تلاش، کار را درست انجام نمی‌دهد.
◀️ تمام پیش نویس‌ها، نیاز به ویرایش دارند.
◀️ همه‌ی ما آرزوهای بسیاری در زندگی داریم، اما منابع همه محدود است.
◀️ هیچ‌کس نمی‌تواند در تمام زمینه‌ها موفق باشد. 

امضا شده : ۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۸
از چه سنی باید مراقب اختلاط دختر و پسر باشیم؟

اختلاط دختر و پسر تا سن دبستان، پیامد اخلاقی و جنسی ندارد. فقط ممکن است به جهت حس کنجکاوی بخواهند بدن یک دیگر را ببینند یا لمس کنند که در صورت مواجهه با این پدیده، باید با برخورد سنجیده، آن ها را راهنمایی کرد. 

از سن دبستان به بعد و به ویژه در دوران نوجوانی(12 تا 18)، مراقب اختلاط دختر و پسر باشید و برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی و جنسی آنان، زمینه های این اختلاط را از بین ببرید

امضا شده : ۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۷
۱۰ توصیه برای رهایی از افسردگی و اضطراب

تندخویی، اضطراب و افسردگی مشکلات سلامت روان هستند که امروزه بسیاری از افراد گرفتار آنها هستند.

در اکثر موارد این حالات به شکل موانع هیجانی و جسمانی بروز می کنند که به راحتی نمی توان بر آنها غلبه کرد. خوشبختانه، علم به ما کمک می کند تا ارتباط بین روح و جسم را بشناسیم. به علاوه، عوامل زمینه ساز اضطراب و افسردگی نیز شناخته شده است.

امضا شده : ۲۲ تیر ۹۵ ، ۰۱:۰۹
عاشق شوهر خاله ام شده ام !

دختری حدود 20 ساله در دانشگاه به برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می گفت : ((من عاشق شده ام!))

گفتم : عاشق چه کسی؟

گفت: ((عاشق شوهر خاله ام شده ام! و این صرفا یک عشق ظاهری و قلبی نیست ، بلکه قضیه ازدواج در میان است ! به خانمش که خاله من است گفته می خواهی از زندگی من بیرون برو می خواهی بمان من می خواهم برایت زن بگیرم! فقط به او نگفته که زن دوم دختر خواهر خودت است!))